خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





آموزش و پرورش کلاسیک

     

    شايد شما هم شرح هرچند مختصر دوران کودکی برخی از نوابغ جهان را خوانده يا شنيده‌ باشيد و اين‌که شماری از آن‌ها دوران نخست تحصيلات‌شان را چندان موفقيت‌آميز سپری نکرده‌اند. هرچند اين‌گونه حکايت‌ها بعضی اوقات آميخته با اغراق و گاهی حتی از اساس ساختگی و بی‌پايه هستند اما در ميان آن‌ها می‌توان مواردی درست و منطبق بر واقعيت را نيز يافت.
    از جمله افرادی که ظاهراً چنين سرگذشتی داشته ‌است، توماس اديسون بود. زیرا در دوران اوليه تحصيل اين مخترع بزرگ‌ و نام‌آشنا کار به‌جایی ‌رسيد که آموزگارش او را گيج خطاب کند و او سرانجام ناچار شود تحصيل در مدرسه را در آن مقطع ترک کند. اما مادر توماس که همچنان به استعداد فرزندش باور داشت، خودش تا مدتی آموزش او را برعهده گرفت و اين کودک بعدها به‌ جایگاهی رسيد که يکی از بزرگ‌ترين دانشمندان جهان نام بگيرد. با خواندن سرگذشت او و ديگرانی که دوران تحصيلی کمابيش مشابهی داشته‌اند اين پرسش به‌ذهنمان راه می‌يابد که چرا آموزگار و به‌عبارتی مجموعه آموزشی يا مدرسه، در چنين مواردی نتوانسته‌اند‌ به استعداد نهفته کودک (چه اديسون باشد و چه هر شخص مستعد ديگری با سرگذشت مشابه) پی ببرند؟ شايد يکی از علت‌ها اين باشد که بسته‌های فرماليته آموزشی در مدارس کلاسيک، براساس ضريب هوشی و رفتارهای به‌اصطلاح غالب و استاندارد اکثريت بچه‌ها تعريف شده‌اند و اگر در اين ميان تعداد معدودی از دانش‌آموزان به‌‌رغم برخورداری از ضريب هوش بالا از اين الگوهای استاندارد تبعيت نکنند و رفتاری ديگرگونه از خود بروز دهند در کلاس درس مهجور می‌مانند و چه‌بسا شرايط چنان برای‌شان سخت شود که همچون اديسون ِ کم‌سن‌وسال به خواسته خود يا مسئولان مدرسه از محيط طرد شوند.

     
    برای  دیدن ادامه مطلب روی (( ادامه مطلب ))  کلیک کنید.

     


    این مطلب تا کنون 11 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : دوران ,اديسون ,ادامه مطلب ,
    آموزش و پرورش کلاسیک

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده